بنزین و فرصت
ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٧  

اجرای سهمیه بندی بنزین ، پدیده ای است که می تواند تجارب ارزشمندی را برای کاهش مسائل و معضلات مزمن حاکم بر اقتصاد ایران در اختیار ما بگذارد، لذا همگان باید از این اقدام مغتنم ، نهایت بهره برداری را به نفع چگونگی تخصیص منابع و امکانات کشور ساماندهی کنند؛ در این ارتباط نکات زیر قابل تامل است:
1- نحوه مواجهه مصرف کنندگان و جامعه با این پدیده به گونه ای بوده است که حاکی از همکاری آنان برای حل یا حداقل کاهش مشکلات بزرگ اقتصادی است. همکاری و همدلی قریب به اتفاق مردم در این مقوله ، فریادی رساست که برای فیصله دادن به مشکلات عمده ، صرف نظر از حوزه های آن که فرهنگی یا سیاسی و یا اقتصادی باشد، می توان و باید به پشتیبانی آنان مستظهر شد و سربلند از آن بیرون آمد.


این همراهی به معنای آن نیست که مردم از ناحیه این تصمیم دچار مشکلات کم یا زیادی نشده اند بلکه از آن جهت است که درک عمومی در مرحله ای است که با تشخیص اولویت ها و احساس یکپارچگی و همدلی و بخصوص با ادراک یکسان نگری و همه نگری در پذیرش مضایق و تنگناها، منافع بلندمدت را بر خواسته های آنی و زودگذر ترجیح می دهد. این مهم را جدی بگیریم و از بهره مندی از استعداد و ظرفیت آن برای حل موضوعات مختلف غفلت نکنیم.
2- در جستجوی اهداف سهمیه بندی بنزین درست است که به کاهش روزانه حدود 20میلیون لیتر می رسیم ، ولی در پیامد این کاهش ، نکته کلیدی مهمتری وجود دارد که سبب استمرار کاهش مصرف بنزین حتی در صورت بلاموضوع شدن سهمیه بندی در سالهای آینده می شود و آن هم این نکته است که اصولا ما با کمبود مواجه هستیم.
فهم این که منابع مورد تقاضای ما دچار «ندرت» و «کمیابی» هستند و همه باید در اختصاص آنها به رفع خواسته هایمان به نحوی عمل کنیم که با بنزین کمی که در اختیار داریم ، به اموری بپردازیم که بیشترین ارزش را برای ما دارند و برای مواردی که امکان تخصیص بنزین به آنها وجود ندارد، باید به شیوه های دیگری پرداخت یا اصولا از انجام آنها صرف نظر کرد، یکی از بالاترین دستاوردهاست.
به عبارت دیگر، ما در این تصمیم گیری ملی و اجرای ملی آن ، مراحل آموزشی مهمی را در مقوله کمیابی تجربه می کنیم که به نظر می رسد مدتهاست مورد غفلت قرار گرفته بود. ممکن است کسانی در روشها و مجاری برجسته شدن این کمبود در ذهن مردم ، اختلاف نظرهایی با آنچه فعلا در حال اجراست ، داشته باشند. این نکته ای است که در خصوص آن ، بسیار بحث شده و می تواند مباحث مربوط به آن تا مدتهای دیگر هم ادامه داشته باشد، اما آنچه به عنوان هدف مشترک همه مباحثات خودنمایی می کند و مهم است ؛ احساس کمبود و لزوم مواجهه اصولی با این کمبود است.
از آنجا که این نکته در حال حاصل شدن است ، باید هم تلاش شود که این مقوله تعمیق شود و هم از هر نوع تصمیم گیری درخصوص بنزین که این مهم را کمرنگ کند، بپرهیزیم ؛ به عنوان مثال مسوولان دولتی نباید تحت عنوان راحت بودن مردم آنقدر سهمیه را طولانی مدت و با اندازه های بالا اعلام کنند و استفاده از آن را مجاز بشمرند که مصرف کننده در رسیدن به احساس و ادراک کمبود دچار سوئتفاهم شده و نقد حال را جایگزین نسیه فردا کند.
3- منطق حکم می کرد که دولت تصمیم خود را مبنی بر عدم برنامه ریزی برای فروش بنزین به قیمت آزاد اعلام کند و ما از این تصمیم صحیح در شرایط فعلی حاکم بر پدیده بنزین و سهمیه بندی آن و اقتصاد ایران دفاع می کنیم.
چنانچه فروش بنزین به قیمت آزاد مطرح شود، درست است که کاستی های حاکم بر مصرف عده ای را مرتفع می سازد؛ اما علاوه بر آثار مخربی که بر سطح عمومی قیمتها دارد که قبلا بسیار به آنها اشاره شد، موجب می شود تا آنچه تحت عنوان احساس کمیابی مطرح کردیم ، خدشه دار شود و به تبع آن ، هدف اصلی کاهش حدود 20میلیون لیتر بنزین در روز هم لطمه اساسی ببیند.
هر ملتی که می خواهد دستاوردی داشته باشد، باید هزینه هایش را بدهد و حفظ ثبات در قیمتها و تلاش برای نایل شدن حداکثری به کاهش مصرف مورد نظردر بنزین ، دستاوردی است که هزینه آن وارد شدن مضایقی بر زندگی عده ای است که باید با اشتیاق تحمل شود و البته باید عادلانه هم باشد.
4- تحقیقا باید کمیته ای به طور دائم و مستمر به ارزیابی نتایج اجرای طرح و کشف و فهم کاستی ها و مشکلات ایجاد شده ناشی از آن بپردازد و تلاش کند مواردی را که در بدو کار مورد ملاحظه قرار نگرفته یا به درستی مورد توجه نبوده ، تصحیح کند؛ به طوری که ضمن حفظ ثبات در تصمیم گیری ، هزینه ها و مشکلات اجرای طرح حداقل شود و این مقوله خود در رده اصلی ترین اهداف طرح محسوب می شود که تصمیم بگیریم هزینه هایمان را حداقل کنیم.