سرگذشتی از تلاش برای سنی کردن شیعیان بحرین-انار
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ آذر ۱۳۸۸  

ریشه "ابو رمانه" از کجاست؟

a

جمعیت بحرین را هفتصد هزارنفرمی دانند که حدود 150 هزارنفر آنان خارجی هایی هستند که دراین جا کارمی کنند.

واحد پول آن دیناراست زبان اصلی مردم عربی است وزبان های فارسی وانگلیسی واردوهم استفاده می شود.

شصت تا هفتاد درصد جمعیت بحرین شیعه هستند که بیشترآنان عرب
می باشند، البته ایرانی های شیعه فراوانی هم درآن جا زندگی می کنند.

بحرین یکی از کهن ترین مناطق شیعه نشین جهان اسلام است که با کوفه وحلب وقم وجبل مقایسه می شود. درگذشته دو کتاب مهم یکی با عنوان لولوه البحرین و دیگری با نام انوارالبدرین درشرح حال علمای شیعه این دیار نوشته شده است.

بقیه مطالب را در ادامه مطلب بخوانید


دربحرین مکان های مقدس فراوانی به چشم می خورد که زائران فراوانی که از جمله ی آنها، مسجد شیخ میثم در: ماحوز، شیخ حسین علامه در: شاخوره سداد العباد، مسجد صبوردربلاد القدیم. مسجد شیخ عزیز درسهله شمالی سید هاشم توبلانی درتوبلی، محمد ابن عیسی صاحب الرمانه دردمستان، عمیرالمعلم درستره، ابوالعیش امیربن زید بن صوحان در مالکیه، الشیخ محمد سبسب دردارکلیب، صعصعه ازاصحاب امام علی ، در عسکر، حضرت صالح درجزیره حضرت صالح.دمستان

یکی از بخش های بحرین، منطقه دمستان است که مرکزآن قریه دمستان است. دراین روستا مسجد و مقبره عالمی شیعی به نام محمد بن عیسی ابورمانه هست که داستان مشهوری دارد. درحدود 350 سال قبل درسال های پایانی دولت صفوی، این منطقه مورد تاخت وتاز خوارج عمان قرارگرفت ودولت صفوی هم که درآن زمان خود حال وروز خوبی نداشت، سپاهی فرستاد که همه افراد آن درسال 1129 کشته شدند. درهمان زمان استعمار پرتقال سایه اش را روی بحرین انداخت وفرمانداربحرین، شخصی ستمکارودست نشانده بیگانگان شد که به دشمنی با امیرمومنان علی علیه السلام وعلاقمندان آن حضرت معروف بود.

اتفاقا او معاون ووزیری داشت که بیشترازرئیس خود با امام علی علیه السلام ودودمان وشیعیانش دشمن بود. این دو نفر، همواره موجب مزاحمت وآزار وشکنجه مردم بحرین شده وآنان را که به دوستی اهلبیت مشهوربودند با عوامل مختلف شکنجه می کردند. وزیرتلاش زیادی داشت مردم را از شیعه بودن خارج کند. برای همین نقشه ای را تدارک دید وروزی با یک اناردردست پیش والی رفت واناررا به او نشان داد وگفت این انارشهادت می دهد که شیعه مذهبی دروغین است وبعد از پیامبر جانشینان اوابوبکر وعمروبعد علی بن ابیطالب هستند. والی اناررا گرفت ودید روی آن چیزی نوشته شده بود. والی حدس زد این نوشته ها ساختگی نیستند . برای همین گفت : این یک دلیل روشن برای دروغی بودن مذهب شیعیان است. بعد دستورداد بزرگان شیعه بحرین جمع شدند وگفت با دیدن این دلیل روشن با شما هم سنی شوید یا مثل یهودیان ومسیحیان باید جزیه و مالیات بدهید.

 

اگرنپذیرید همه تان را به قتل خواهم رساند. بزرگان شیعه که نمی دانستند دربرابرآن انارچه بگویند سه روزمهلت گرفتند تا بعد جواب بدهند بعد با خودشان مشورت کردند ووقتی نتیجه ای به دست نیاوردند تصمیم گرفتند به امام زمان متوسل شوند ازبین همه، ده نفررا انتخاب کردند وازآن ده نفرسه نفررا برگزیدند تا هرکدام یک شب برای دعا به بیابان بروند. شاید که امام زمان برآنها ظاهرشوند واین گره بزرگ را بازکند. دردوشب دونفررفتند ولی خبرنشد، شب آخرمحمد بن عیسی مناجات وزاری زیادی کرد. سحرگاهان شنید کسی گفت: چرا این همه گریه می کنی محمد بن عیسی؟ ومحمدبن عیسی برگشت ومردی را دید گفت: ای مرد به من کاری نداشته باش وبرو که من حرفم را جزبه امام زمانم نمی گویم. او
نمی دانست که مخاطبش امام زمان است. مرد گفت: ای محمد بن عیسی من امام زمان تو هستم، حاجتت را بگو. محمد گفت: تواگرامام زمان من هستی خودت
می دانی حاجت من چیست، امام زمان گفت: توآمده ای تا پاسخ قصه اناروزیر را بگیری. محمد بن عیسی دانست که اوامام زمان است وخود را به پای امام انداخت تا شیعیان را ازمرگ وخفت نجات دهد. امام به اوفرمود: ای محمد بن عیسی! وزیر فرمانداردرخت اناری را درحیاط خانه خود نشانده است. آن درخت چون به ثمررسید، او قالبی را با گل به شکل اناری درست کرد وآن قالب را که توخالی بود دو نصف کرد ودردیوار داخل آن دونصف قالب، همان کلمات را به صورت برجسته نوشت، آنگاه آن دونصف قالب را روی یکی ازانارهای کوچک درخت گذارد وآنها را محکم بست. آن انار درمیان آن دونصف قالب بزرگ شد تا درون قالب را پرکرد ودرنتیجه آن نوشته های برجسته دیواره داخلی دونصف قالب، روی پوست انار قرارگرفت، رفته رفته با رشد انار، آن کلمات برپوست انار به طور طبیعی نقش بست، فردا که روزموعود هست هنگامی که نزد فرمانداررفتید به او بگوپاسخ را جزدرخانه وزیر بیان نمی کنم، چون به خانه وزیررفتید، درطرف دست راست خانه وزیر، بالا خانه ای هست. بگو جواب را نمی گویم مگردراین بالاخانه، دراین هنگام، وزیرخود را دربن بست می بیند واصرارمی کند که به بالاخانه نروید، توهم اصرار تمام کن، به ناچار وزیرقبول می کند هنگامی که به بالاخانه رفتید نگذارتا وزیرتنها برود وقتی داخل بالاخانه شدید، روزنه ای را می بینی ودرمیان آن کیسه سفیدی می بینی. با عجله تمام آن کیسه را بردارودرمیان آن، قالب نامبرده را که ازگل ساخته شده وبا ان نقشه خائنانه وزیر، طراحی شده را بیرون بیاور. نزد فرماندار بگذار وبه او بگو که این اناربه وسیله این قالب به این صورت درآمده است. درنتیجه فرماندار ازحیله وخیانت وزیرمطلع شده وحقانیت شما آشکارمی شود.ای محمد بن عیسی! به فرماندار بگو که ما برای تصدیق گفتارخود علامت دیگری داریم وآن اینکه داخل انارازخاکسترودود پر
است،اگرقبول نداری،این اناررا بشکن! دراین هنگام وزیر، اناررا برداشته و
می شکند خاکستر ودود آن بیرون آمده وریش وصورت وزیر را فرا می گیرد محمد بن عیسی بسیار خوشحال شد، به دست وپای امام (عج) افتاد وتشکر کرد وبه سوی رفقای خود بازگشت وفردای آن روز هنگام صبح مردم بحرین درمجلس فرماندار حاضرشدند، وقت پاسخ گویی شیعه ازدلیل انار اعلام شد، محمد بن عیسی آنچه را که امام عصر(عج) به او دستورداده بود یکی پس ازدیگری انجام داد تا آخرین مرحله که درنزد فرماندارو وزیراناررا شکست وخاکستر ودود میان انار به صورت وزیرپاشید. فرماندارکه سخت مجذوب شده بود، گفت: «ای محمد بن عیسی! این پاسخ را چه کسی به تویاد داد؟» محمد بن عیسی گفت: امام وحجت زمان علیه السلام به من اموخت. فرماندارگفت امام زمان کیست؟ محمد بن عیسی گفت: امام زمان ما علیه السلام ازجانب خداوند، حجت روی زمین است.اودوازدهمین امام ماست. آنگاه اسامی همه ائمه علیهم السلام را یکی پس ازدیگری برشمرد تا به صاحب الامر(عج) رسید. فرمانداردربرابر این علامت ها تسلیم وشیعه شد و وزیر ملعون را اعدام کرد.ازآن پس به شیعیان بحرین بسیار محبت کرد.

این داستان ازمشهورترین داستان های مردم بحرین است که خیلی ها شاهد آن بوده اند. وبرای فرزندانشان نقل کرده اند واکنون بعد از سال ها که محمد بن عیسی ازدنیا رفته است. برای اومزار ومسجد با شکوهی ساخته اند.

ازکنارساختمان مسجد، راهرویی هست که از آنجا می توان سر مزار شیخ محمد ابورمانه حاضر شد ضریحی زیبایی دارد ومردم زیادی برای خواندن فاتحه برسرمزاراو می روند.

کسانی که برای گردش به بحرین می روند علاوه برمکان های مقدسی که دربالا نام بردیم، حتما به دیدن مسجد ومقبره محمد بن عیسی ابورمانه(رمانه یعنی انار) بروند وبه یاد داستان انار بیفتند واگر خواستند داستان انار را اززبان مردم بحرین هم بشنوند وباورکنند کسی هست که درمشکلات همیشه یاوروراهنمای ماست، هرسال دردمستان داستان ابورمانه برای مردم به نمایش درمی آید ومردم صحنه های قصه ی اناررا می بینند.

---------------------------------------------------------------------

به نقل از وبلاگ "عکس" متعلق به آقای حسن طبقی اصفهانی


کلمات کلیدی: بحرین ،کشورها ،مذهبی ،تاریخ