تحولات در راه و تهدیدات همراه
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٧  

هرچند بسیاری از تحولات به خاطر اراده های آهنین و همراهی عمومی و اخلاص پیروان آن سر از بعضی ازاهداف و مقاصد از قبل مشخص شده و یا بعضا نامعین درمی آورند لیکن چنین نیست که همه تحولات چنین سرنوشتی داشته باشند. تحول در اوضاع موجود بعد از مشخص شدن عرصه های موضوعی معطوف به اتخاذ ضوابط و شرایطی است که ازجمله اجتناب ناپذیر آن ها طراحی درست اهداف تحول و انتخاب روش نیل به اهداف درست از طریق بررسی تطبیقی شیوه ها و راههای بدیل موجود و قابل تصور همچنین دانستن عناصر کیفی و کمی برای طی کردن فاصله بین وضع موجود (که لزوم تحول در آن به قاعده های علمی و منطقی اثبات شده باشد) و وضع مطلوب که همان اهداف تحولات است می باشد. بدیهی است این طراحی در بستری از پیش بینی زمانی و باملاحظه و احتیاط لازم مورد پیش بینی واقع می شود وبا لحاظ این معنی که قلمرو نفوذ آن پس از اجرائی شدن چه اقشاری و یا چه جمعیتی و یا چه مناطقی را در برمی گیرد در معرض رایزنی و مشورت کسانی ...


که قابلیت های مشورت و اظهارنظر در راستای حفظ منافع کشور را دارند قرار می گیرد و آنگاه که اطمینان نسبی از تعریف درست مساله و سلامت نقشه راه حاصل شد با نیت تجدیدنظر اصولی در مقاطع زمانی تعریف شده در اموری که در حین اجرا به عنوان مانع عمل می کنند و البته اصلاح آن ها به استحاله اصول و منویات کلی حاکم بر طرح تحول منجر نمی شود آغاز می گردد. معمولا از تحولاتی که با لحاظ دغدغه های فوق الاشاره شروع می شوند باید استقبال کرد تا جامعه مسیر رشد و توسعه خود را بهتر و سریع تر و مطمئن تر (از حیث پیگیری اهداف اصلی ) طی نماید.
در شرایطی که کشور در آن به سر می برد ودولت در میانه راه خدمتی خود اجرای تحولاتی رادردستور کار خود قرار داده است و نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم بعضا با نزدیک شدن به نیمه آخر سال آخر عمر خدمتی خود برای انتخابات دوره هشتم آماده می شوند تصمیمات طرح هاو لوایحی در دستور کار دولت و مجلس وجود دارد که از ویژگی های خاصی برخوردار می باشند. بدین معنی که امور بسیار خطیری را دربرمی گیرند و می توانند پی آمدهای تحول آفرین مثبت و یا منفی داشته باشند. این موارد در معرض این نگرانی هستند که در شرایط ویژه کنونی از یک طرف در مسیر تهیه و سازماندهی وتدارک وضع موجود از طرف دولت مشمول ملاحظات فوق الاشاره نشوند و از سوی دیگر در مباحث مجلس در خصوص آن ها بخاطر شرایط ویژه طرح یا لایحه یا حتی تصمیم دولت وقت و دقت و سخت گیری و آینده نگری و اراده جمعی تناسب درخصوص آن شکل نگیرد و بدین جهت نتایج حاصله نقض غرض از تحولات را نشانه گیری کنند. براین اساس و با یادآوری این نکته که در عرصه مسائل اقتصادی کشور امور بسیار بسیار مهمی در دولت و مجلس در معرض بررسی و تصمیم گیری می باشند نکاتی را متذکر می گردد این نکات می توانند به عنوان تهدیدات معطوف به این تصمیمات طبقه بندی شوند.
1 ـ در طی نزدیک به دو دهه گذشته حجم وسیعی از ادبیات سرمایه داری در ارکان مختلف کشور رخنه کرده و در مواردی هم مورد تدریس و پژوهش قرار گرفته و هزینه های آموزش و تعمیق در ترویج آن را هم نظام اسلامی با پول مالیات و با نفت پرداخت کرده است و هم اکنون هم همان ادبیات با سرعت اولیه بسیار زیادی که طی سالیان گذشته گرفته است در حال درهم نوردیدن مرزهائی است که احتمالا تاکنون به آن ها نپرداخته است . هرچند بهترین تصویر از شرایط فعلی آن تصرف مواضعی است که سالیان طولانی با توپخانه سرمایه داری زمینه قبضه و تسلط بر آن ها فراهم گردیده است هرچند وجود این ادبیات و اجرای آن بوده است که ناکارآمدی اقتصاد نظام دینی را مطرح ساخته است لیکن در شرایطی که تحولاتی مطرح گردیده این تهدید اساسی وجود دارد که همین قالب ها و مضامین درونی ان ها که تاکنون به ترویج و گسترش خویش در عرصه های مختلف و اماکن متفاوت اشتغال داشته اند خود را به عنوان یکی از شیوه های موفق و آزمون پس داده ای که باید جایگزین شرایط موجود شود (که لااقل بطور نظری و حقوقی بدیل آن است ) معرفی گردیده در حالیکه سرگرم امور دیگری شده ایم و یا تمکین به وضع موجود را وجهه همت خود قرار داده ایم تصرف ارکان اقتصادی کشور را سروسامان دهد و البته استمرار اداره امور را در دست نیروهای مسلمان حفظ نماید لیکن دارای این اطمینان قلبی باشد که تا دهه های بسیار هر دولتی و هر مجلسی ناچار است همان راهی را طی نماید که ادبیات سرمایه داری و اجرای آن امروز به نهادینه کردن آن مشغول هستند.
جامعه ما و بخصوص روشنفکران مسلمان و بویژه نسل جدیدی که در دامن انقلاب اسلامی پرورش یافته اند و هم دقائق و ظرائف روشنفکری دینی را دارند و هم از ساده انگاری های افکار جزیره ای به دور هستند باید به این تهدید بسیار مهم بیندیشند و در زمانی که باید بگویند و بنویسند رسالت خود را انجام دهند وگرنه ممکن است اقدام آنان به « نوشداروی بعداز مرگ سهراب » تعبیر گردد. در این ارتباط ذکر مثالی خالی از فایده نیست . همگان و حتی مسئولین ارشد نظام بانکی کشور اذعان دارند که آنچه در بانکها می گذرد اجرای کامل قانون بانکداری بدون ربا نیست و البته این حقیر معتقدم که آنچه در عمل در عرصه بانکداری جاری است بسیار بسیار از قانون بانکداری بدون ربا بدور است لیکن در این ایام کسانی که مستقیم و یا غیرمستقیم این قانون را اجرا نکرده اند و اوضاع اقتصادی کشور را بهم ریخته اند استدلال می کنند که برای ایجاد تحول در اقتصاد کشور باید قانون بانکداری بدون ربا اصلاح گردد. ملاحظه می کنید که غرض آنان آن است که آنچه تاکنون به غلط اجرا شده جایگزین قانونی شود که عملا اجرا نشده است .
2 ـ وجود افراد و شخصیت هائی که در مراحل حساس طرح های تحول آفرین منصوب می گردند می تواند از جمله تهدیدات اساسی تحولات قلمداد شود. بعضا مشاهده می شود که عاملان اجرای تحولات در وضع موجود خود از جمله کسانی بوده اند که سالیان سال درایجاد وضع موجودنقش داشته اند. البته ممکن است بیان شود که آن ها در طی سال های اجرای امور اقتصادی کشور مرتکب اشتباه یا اشتباهات شدند اکنون به این مرحله رسیده اند که باید در روش های گذشته تجدید نظر کرد لیکن مساله اصلی آن است که منطقا به دارندگان قصور و تقصیر درکار معیشت و زندگی اقتصادی مردم مدال نمی دهند و آن ها را به اصلاح وضعی که خود آن ها بوجود آورده اند نمی گمارند زیرا قرار به تحول وضع موجود است و منطقااین افراد نباید بطور مبنائی در ایجاد تغییراتی که وضع مورد نظر خودشان را اصلاح کند موفق باشند. حداقل آن است که آن ها نباید قافله سالار حرکت نوین باشند در حالیکه سردمداران وضع موجود هم بوده اند. متاسفانه مصادیق بسیاری را شاهدیم که این هشدار را نادیده گرفته است .
ـ بسیاری از امور تحولی بخصوص در حیطه امورایدئولوژیک و عقیدتی احتیاج به خلق واژه و عبارات و مفاهیم ویژه نظام سیاسی مورد نظر دارند و چنین نیست که برای دو نظام مثلا اقتصادی یا سیاسی که از مبنا با هم مختلف هستند بتوان لزوما به واژه ها و مفاهیم یکسانی بسنده کرد و اراده های متفاوتی را با واژه های یکسانی به پیش برد. ما درنظام سیاسی خویش مبتنی بر احکام نورانی اسلام در جست جوی یک نظام اقتصادی ـ اجتماعی هستیم که بیشترین شباهت و نزدیکی را به احکام اسلامی داشته باشدو بعداز آنکه اجرائی شدند افراد عادی هم بتوانند به موارد اختلاف بین نظام مورد نظر خویش و سایر نظامات پی ببرند. در جریان تحولات باید به لزوم و ضرورت ایجاد و تعریف و کاربرد واژه ها الفاظ لغات مفاهیم و عبارات متناسب با آنچه از اهداف تحول است اهمیت داد و ادبیاتی را تولید کرد که مختص نظام سیاسی مورد نظر می باشد. معتقدیم که نمی شود با مفاهیم بانکداری ربوی در کار ساماندهی بانکداری غیرربوی موفق شدکما اینکه تاکنون هم موفق نبوده ایم . آنان که مختصری از مفاهیم اقتصادی را می شناسند متوجه می شوند که چه زشتی عجیبی در بکار بردن کلمه « سود » به جای کلمه « بهره » نهفته است . امری که قبح دریافت بهره که همان ربا می شود رااز ذهن و عین مردم جامعه زدوده است و توده های مردم نیز دراجرای بانکداری بدون ربا همان شرایط واستثماری را مشاهده می کنند که در اجرای بانکداری ربوی متصور است و لذا حکم می کنند که این « سود » همان « بهره » است و بنظر ما درست هم می گویند. دست اندرکاران تحول نباید فکر کنند که ما نیازمند خلق ادبیات و نظریه و واژه و... نیستیم و نباید بیندیشند که آن ها که وضع لازم الاصلاح موجود را ایجاد کرده اند با تئوری دینی این شرایط را بوجود آورده اند. بلکه باید توجه داشت که آن کسانی که شرایط امروز را رقم زده اند با تئوری سرمایه داری دست به عملیات زده اند و هر کس می خواهد وضع را عوض کند باید با ادبیات اقتصادی این چنین کند. بدیهی است تولید ادبیات دینی ملاحظات و دقائق و مراحلی دارد.
از دیگر نکات مهم در این بحث دست برداشتن از کلی گوئی و تعیین دقیق تر اموری است که قرار است صورت پذیرد. به عنوان مثال اگر قرار است خصوصی سازی اموال و سهام دولتی شود که طی دهه های طولانی با پول ملت ایجاد گردیده است این کافی نیست که مدام از خصوصی سازی اموال تعریف کنیم و حتی بگوئیم و یا ندانیم که میزان و ارزش سهامی که قصد واگذاری آن ها را به بخش های غیردولتی داریم چقدر است به راستی آیا دولت می داند که ارزش سهام دولتی که دراختیار اوست چقدر است آیا مجلس می داند که در تصویب واگذاری اموال ملت در خصوص چه حجمی از ریال و سهام و کیفیت و نوع سهام تصمیم گیری می کند و عاقبت این واگذاری ها چگونه است ملاحظه می شود که ما بشدت نیازمند اطلاعات برای تصمیم گیری تحول آفرین هستیم . اطلاعات می تواند به روشنگری در کار تصمیم گیری در امور خلق منجر شود مقوله ای که اگر از وجوب آن هم صحبت کنیم بعید است سخن به گزافه گفته باشیم .
4 ـ از دیگر محدودیت های موجود بر سر راه تحولات نهادها و موسسات و دستگاههای موجود هستند . بسیار دیده شده است که وقتی نهادی بخواهد تحول آفرینی کند چون این تحول بنوعی نافی تمام یا بخشی از آنچه آن نهاد یا موسسه تاکنون انجام داده است هم می باشد لذا موسسه مذکور به عنوان « حجاب » وضع موجود مانع از شناخت و آسیب شناسی و ارائه راه حلهای درست و عقلانی می گردد. به عبارت دیگر شرایطی پیش می آید که گوئی چنانچه تحولی رخ داده حیات و موجودیت نهاد یا موسسه فعلی تحت الشعاع قرار گرفت نوعی مواخذه یا بازخواست از نهاد موجود مطرح شده است . در هر حال باید با قابلیت و استعداد و امکان مجاری و قلمروهای بوروکراتیک موجود که در اختیار دولت است در ارتباط با متناسب بودن یا نبودن آن ها برای برعهده گرفتن و رسالت پذیری موضوعات تحولی اندیشه کرده و چنین نباشد که ما محتوای مناسبی را در ظرفی نامناسب بریزیم و امکان بهره برداری از آن را مسدود و یا کند سازیم .
ملاحظه محدودیت های چهارگانه ای که اولی به ضرورت نگاه سلبی به ادبیات موجود و روی به مجریان مصلح و سوی به لزوم ایجاد ادبیات متناسب و لازم و چهارمی به پرهیز از گرفتاری در مجاری حقوقی و قانونی موجود مربوط می شوند می تواند تحولات لازم را در مسیرهای مناسب خود هدایت کنند آثار مترتب بر اجرای آن ها را از آنچنان صلابت و استحکام و انسجام در معنی و لفظ برخوردار سازد که اطمینان از ایجاد عناصری دینی و ملی را در ارگان اقتصادی کشور تضمین نماید.