آخرین دست نوشته دکتر سبحانی درج شده در سایت تاریخانه
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٧  

 از جمله اموری که همواره نمایندگان مجلس را تهدید می کند استقلال آنان است این استقلال وجوه مختلفی دارد که به آن ها اشاره می کنم و بدیهی است تهدیدات مربوط به این وجوه هم متفاوت و در اشکال مختلف رخ می نماید. نحوه مواجهه نمایندگان با این تهدیدات مختلف است و متاسفانه در بیشتر موارد هم بخاطر حساس نبودن به پی آمدهای آن برایشان گرفتاری درست می کند. آنچه به من برمی گردد آن است که در این دوازده سال ذره ای این استقلال در فکر و استقلال در عمل و استقلال در رای را از دست نداده ام بلکه آن را با تجاربی که حاصل گردیده است تقویت هم کرده ام و از این بابت خداوند را شاکرم. برخی از وجوه استقلال که می تواند مورد تهدید قرار گیرد عبارتند از:


1 . وابستگی به جناح ها و احزابی که فاقد پشتوانه تئوریک مشخص و مرامنامه و اساسنامه و برنامه هستند ضمن اینکه نماینده را به ناکجا آباد وصل می کند و هیچ کمک فکری هم به او نمی نماید در عین حال این فضا و موقعیت و توقع را برای رهبران گروه ها فراهم می کند که از او بخواهند از آنچه بعداً و در عمل مورد مصلحت آنان قرار می گیرد حمایت کند. ممکن است برای جلب نظر نماینده به او گفته شود که در موقع تبلیغات انتخاباتی از وی حمایت تبلیغاتی و مادی خواهند کرد تا بتواند خود را بهتر معرفی کند اما آنچه از او متوقع هستند بسیار بیشتر و با اهمیت تر از آن خیری است که به او می دهند. این توقع همان تهدیدی است که استقلال نماینده مجلس را به خطر می اندازد و باید از آن پرهیز شود.
2 . بعضی از وزارتخانه ها و سازمان ها و شرکت ها و بخش خصوصی با تدارک امکاناتی برای نمایندگان و یا تسهیلاتی برای حوزه های انتخابیه آنان ، متوقع می شوند که نمایندگان مورد نظر از آراء و پیشنهادات و آنچه به نفع دستگاه اجرایی آنان است حمایت کنند و در این ارتباط کاری به لزوم ـ ضرورت ـ درستی و چیستی آن پیشنهادات و خواسته ها نداشته باشند. بدیهی است دقیق نبودن و به طور ناخواسته وابسته شدن به این دستگاه های اجرایی می تواند استقلال نماینده را در رای دادن به طرح ها و لوایح و پیشنهادات مخدوش نموده او را وامدار دستگاه اجرایی کند.
3 . دریافت کمک از افراد مختلف به هنگام انتخابات و تبلیغات آن یکی از بزرگترین تهدیدات علیه نماینده مجلس است به هنگام تبلیغات میل به معرفی خود و ضرورت چاپ اعلامیه ـ عکس ـ بروشور و... و بالا بودن هزینه ها و همچنین خرج های غیر معقول از ناحیه بعضی از داوطلبان نمایندگی همه و همه ممکن است زمینه ساز این معنی شوند که کاندیدا میل به دریافت کمک مالی از اشخاص را داشته باشد. نمی خواهم بگویم هر فردی که در انتخابات به فردی کمک می کند تا رای بیاورد حتماً بدنبال آن خواهد بود که پس از انتخابات شدن از موقعیت منتخب سوء استفاده کند. لیکن آنچه بدیهی است آن است که در اکثریت قریب به اتفاق موارد ، افراد می خواهند با به رخ کشیدن مساعدت هایی که داشته اند بنحوی مورد حمایت معنوی و یا مادی کاندیدای منتخب قرار گرفته برای خود امکاناتی را دست و پا کنند که بمراتب ارزش آن از کمکی که در موقع تبلیغات کرده اند بیشتر است. من فکر می کنم این مطلب هم یکی از چالش های مربوط به استقلال رای نماینده و آزادی عمل وی پس از انتخاب شدن است. از این رو به نظر می رسد داوطلب باید با سادگی و با آرامش به معرفی خود از طریقی ایجابی بپردازد و در این راه خیلی مترصد آن نباشد که دیگران برایش پول خرج کنند. خوشبختانه اینجانب در سه دوره گذشته اجازه نداده ام حتی ریالی از هزینه های تبلیغاتی ام را دیگران تامین کنند و این کار به استقلال رای من از دیگران منجر شده است. شاید بی مناسبت نباشد که بگویم فقط در دوره ششم مجلس یکی از دوستان علاقمند به انتخاب من به اصرار یک برگ کوپن قند و شکر چهار نفره را به مسئول امور مالی ستاد تبلیغاتی ارائه کرده و اصرار کرده بود که اگر آن را نگیرید ناراحت می شوم و آن ها هم چون صداقت و خلوص را در این حد از فرد صاحب کوپن دیده بودند صرفاً کوپن را دریافت کرده بودند. این تنها کمکی بوده که ما دریافت کردیم هر چند قند و شکر آن را یا نخریدیم و یا با پول خودمان خریدیم. من خوشحالم که نه در حوزه انتخابیه و نه در مجلس به هیچ طریقی و به هیچ قیمتی آراء خودم را نفروختم و جز به مصلحتی که تشخیص دادم عمل ننمودم و در این راه ممکن است گلایه عده ای را هم آشکار یا پنهان به دنبال خود داشته ام لیکن اجازه نداده ایم از طریق قبیله گرایی ـ دوست بازی ـ پارتی بازی و فرصت دادن به فرصت طلبان مترصد ، زمینه وابستگی خودم را به آن ها فراهم و حریت و آزادگی ام را که لازمه عمل صحیح و درست نماینده مجلس است تحت الشعاع قرار دهم. بسیار اتفاق افتاده است که در مجلس برای تصویب قانونی حتی به تعداد انگشتان یک دست هم با من همراهی نشده است اما من کم بودن حامی را پذیرفتم اما نگذاشتم حرفم گفته نشود و یا برای کسب حمایت دیگران اصول فکری ام را بگذارم و بگذرم.
تهران ـ حسن سبحانی ـ 4/12/86