اول به نام دوست، که هرچه هست از اوست
ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸۸  

...و خداوند من حکیم بود

روزی شخصی که شاهد خروج پروانه ای از پیله اش بود ، منفذ کوچکی را در پیله دید که پروانه  با تلاش بسیار مشغول خارج شدن از آن است و علی رغم سعی و کوشش فراوان نمی تواند از پیله خارج شود.

شخص که جدال پروانه را برای خروج می دید تصمیم گرفت تا برای کمک به او با قیچی منفذ پیله را باز کند  تا شاپرک راحت و آسان از آن خارج شود. پروانه خارج شد اما با کمال تعجب به جای اینکه بالهایش را بگشایدو آماده پرواز شود شروع به خزیدن کرد و هرگز نتوانست پرواز کند.

محدودیت پیله و تلاش لازم برای خروج از سوراخ راهی بود که خدا برای ترشح مایعاتی از بدن پروانه به روی بالهایش قرار داده بود تا پروانه بعد ازخروج از پیله بتواند پرواز کند.

گاهی تلاش همان چیزی است که  در زمین نیاز داریم ،اگر خدا اجازه می داد که بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج می شدیم، به اندازه کافی قوی نبودیم و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم.

 

*من از خدا قدرت خواستم،خدا مشکلات را بر سر راهم قرار داد تا قوی شوم.

*من دانایی خواستم، خدا به من مسئله داد تا حل کنم.

*من سعادت خواستم، خدا به من قدرت تفکر و قدرت تفهیم داد.

*من جرات خواستم، خدا موانعی سر راهم قرار داد تا برآنها  غلبه کنم.

*من عشق خواستم،او افردی را به من  نشان داد که نیازمند کمک بودند.

*من محبت خواستم ،خدا فرصتهایی برای محبت کردن داد.

*من به هر چه خواستم نرسیدم، اما به هر چه نیاز داشتم رسیدم؛

 

....زیرا که خداوند من حکیم بود. 


کلمات کلیدی: خدا ،تلاش ،حکمت ،مصائب