ایده ای منطقی
ساعت ٦:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ امرداد ۱۳۸٧  

مهدی هاشمی‌رفسنجانیمهدی هاشمی رفسنجانی - 5.jpg

طرح هدفمند کردن یارانه‌های احمدی‌نژاد

بهترین زبان برای بررسی هر پدیده‌ای زبان آمار است. زبانی که واضح است و صریح. بنابراین برای بررسی طرح جناب آقای احمدی‌نژاد درباره هدفمند کردن یارانه‌ها باید بدانیم: 


اول: مصرف نهایی انرژی کشور در سال 1375 معادل 610 میلیون بشکه بود. این رقم درسال 1385 به 1034 میلیون بشکه رسیده است. پیش‌بینی می‌شود مصرف نهایی انرژی کل کشور در سال جاری به رقمی معادل 1200 میلیون بشکه برسد. به این ترتیب مصرف انرژی کشور به‌طور متوسط، سالانه 6 درصد رشد دارد. اگر بخواهیم این آمار را به صورت سرانه عرضه کنیم خواهیم دید که مصرف سرانه انرژی کشور از 10 بشکه در سال 75 به 7/14 بشکه در سال 85 رسیده است و با پیش‌بینی صورت گرفته به حدود 16 بشکه در سال 87 خواهد رسید. به عبارت دیگر مصرف سرانه انرژی کل کشور رشدی معادل 7/3 درصد  داشته است. (8/1 درصد رشد جمعیت لحاظ شده است.)

دوم: ارزش انرژی مصرف‌شده در کشور در سال 1375، 22 میلیارد دلار بوده است. ده سال بعد یعنی در سال 1385، ارزش انرژی مصرف‌شده در کشور به 44 میلیارد دلار رسیده است و پیش‌بینی می‌شود این رقم برای سال 87، با رشدی جهشی به حدود 98 میلیارد دلار برسد. این رشد جهشی در ارزش انرژی مصرف شده در کل کشور که از سال 85 تا سال جاری رخ داده است بیشتر ناشی از افزایش یکباره و شدید قیمت نفت بوده است.

سوم: یارانه‌ای که دولت برای انرژی مصرفی در کل کشور در سال 1375 به مردم  داده معادل 18 میلیارد دلار بوده است. یعنی دولت در این سال حدود 82 درصد قیمت انرژی مصرفی را یارانه داده است.

10 سال بعد، یعنی در سال 1385، دولت 5/37 میلیارد دلار یارانه انرژی پرداخت کرده است. به عبارت ساده‌تر معادل 86 درصد قیمت انرژی را در قالب یارانه به مردم پرداخت کرده است. پیش‌بینی هم می‌شود یارانه انرژی در سال 87 به حدود 90 میلیارد دلار برسد. یعنی در سال جاری دولت معادل 92 درصد ارزش انرژی را به‌صورت یارانه پرداخت خواهد کرد.

چهارم: ما با نگاهی ساده به آمار فوق می‌بینیم که مردم در سال 75، 18 درصد  قیمت انرژی را پرداخت کرده‌اند در حالی که در سال جاری، تنها حدود 8 درصد ارزش انرژی پرداخت خواهند کرد که دلیل مهم آن ثابت ماندن قیمت انرژی در سال‌های اخیر بوده است. نتیجه ساده اما مهم این بحث آن است که در دوازده سال اخیر سوبسیدها به جای کاهش، مدام افزایش یافته است؛ یارانه‌هایی که مشکل اقتصاد کشور را هر روز پیچیده‌تر کرده است.

پنجم: سهم هر ایرانی بطور متوسط 1300 دلار یارانه است که این یارانه‌ها عادلانه تقسیم نشده است و به همین دلیل امروزه نسبت توزیع فقیر (دهک پایین) به غنی (دهک بالا) 35 برابر است. به عبارت ساده‌تر طبقه بضاعت جامعه 200 دلار یارانه می‌گیرد اما طبقه‌ غنی 7 هزار دلار و این عین بی‌عدالتی است.

سابقه تاریخی طرح هدفمند کردن یارانه‌ها با تعدیل نرخ ارز

با این توضیح باید کمی به عقب برگردیم و مشکلات عمده اقتصاد کشور و تاریخچه آن را بررسی کنیم. اقتصاد ایران پس از جنگ تحمیلی در بخش یارانه‌ها، دو مشکل عمده داشت: یکی یارانه‌ای که برای ارز پرداخت می‌شد و دیگری یارانه انرژی. در آن مقطع دلار 140 تومانی با حدود 20 درصد قیمت واقعی‌اش به قیمت 7 تومان به مردم واگذار می‌شد. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری وقت در سال‌های 70 و 71، با واقعی کردن قیمت ارز، رانتی را که در یارانه  ارز وجود داشت قطع کردند. معنی این حرف آن است که اگر در آن سال‌ها، حدود 14 میلیارد دلار ارزش ارزی بود که در کشور وجود داشت که تنها حدود 2 میلیارد دلار آن را دولت دریافت می‌کرد با این اقدام، 12 میلیارد دلار یارانه از میان برداشته شد و به خزانه دولت بازگشت. این کار هم در دو مرحله انجام گرفت، ابتدا، دلار هفت‌تومانی 60 تومان به مردم عرضه شد و در مرحله دوم آن را به نرخ 140 تومان عرضه کرد. بعد از‌آن هم قیمت ارز به مرور رشد کرد تا به نرخ‌های امروز رسید.

مشکل دوم یارانه انرژی بود. ایشان برای اینکه یارانه‌ها به دست صاحبانش برسد بحث هدفمند کردن یارانه‌ها را در سال 1373 مطرح کردند. در آن زمان، مجلس فورا یک طرح سه‌فوریتی را به تصویب رساند تا آقای هاشمی‌ نتواند لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها را به مجلس ببرد.

 

مجلس پنجم نگذاشت

اگر یارانه حدود 98 میلیارد دلاری انرژی در سال جاری را به جمعیت 70 میلیون نفری کشور تقسیم کنیم هر ایرانی حدود 1300 دلار یارانه می‌گیرد. این پول به کسی که به واسطه نداشتن اتومبیل از بنزین استفاده نمی‌کند تعلق نمی‌گیرد و به جای آن کسی که دو یا سه ماشین دارد، دو، سه برابر این پول را دریافت می‌کند. این بی‌عدالتی است. یا به‌طور مثال یک فرد  روستایی 100 دلار از دولت یارانه می‌گیرد در صورتی که یک فرد شهری ممکن است 2000 دلار یارانه بگیرد. این  بحث از همان سال‌های دهه هفتاد به‌طور جدی مطرح بود. به این معنی که نباید یارانه انرژی به همه مردم به‌صورت یکسان پرداخت شود بلکه این یارانه فقط به کسانی پرداخت شود که به آن نیاز دارند. یعنی یارانه هدفمند. حذف یارانه ارز هم با این  دیدگاه صورت گرفت. تورم 45 درصدی که در آن سال‌ها اتفاق افتاد  به  دلیل همین جراحی بزرگ اقتصادی بود. نقدینگی به دلیل افزایش نرخ ارز رشد کرد و نتیجتاً تورم ایجاد شد. اما به هر حال این جراحی لازم بود. جراحی دیگر اقتصادی عادلانه کردن پرداخت یارانه انرژی بود. اما از 15 سال پیش که برای نخستین  بار، طرح هدفمند کردن یارانه‌ها به قصد رساندن یارانه‌ها به دست قشرهای هدف، مطرح شد  هر بار عده‌ای به بهانه‌ای اجرای آن مخالفت کرده‌اند. مجلس پنجم معتقد بود که دولت نه‌تنها به مردم یارانه نمی‌دهد بلکه از مردم یارانه می‌گیرد! چون ارزش نفت را صفر حساب می‌کردند. این مباحث حتی تا سال 84 هم در مجلس ادامه داشت.

 

دو روایت درباره خاتمی

اگر در بیست سال گذشته به‌طور متوسط سالی 15 میلیارد دلار یارانه انرژی به کشور تزریق شده باشد در این بیست سال حدود 300 تا 400 میلیارد دلار یارانه انرژی داده شده است که طبقه کم‌درآمد کمتر از آن بهره‌مند شده و طبقه پردرآمد بیشتر از آن استفاده کرده‌اند. بنابراین حذف این یارانه‌های بی‌هدف و برقراری عدالت از طریق هدفمند کردن یارانه از دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی مطرح شد که به دلیل مخالفت مجلس انجام نشد. در دوره جناب آقای خاتمی هم این بحث مطرح شده ولی باز هم اجرایی نشده. دو روایت هم برای اجرا نشدن طرح در این دوره وجود دارد. عده‌ای معتقدند خود آقای خاتمی نخواست تا طرح هدفمند کردن  یارانه‌ها را اجرا کند و گروهی دیگر معتقدند که به دولت خاتمی اجازه اجرای این طرح را ندادند. حالا جناب آقای احمدی‌نژاد اخیرا در طرح تحول اقتصادی دولت خویش دوباره بحث هدفمند کردن  یارانه‌ها را مطرح کرده‌اند.

 

روش اجرایی طرح بسیار مهم است

هر انسان عاقلی با هدفمند کردن یارانه‌ها موافقت دارد چراکه هم باعث سلامت اقتصاد و هم تقسیم  عادلانه ثروت ملی خواهد شد. بنده هم با اصل طرح هدفمند کردن  یارانه‌ها که جناب آقای احمدی‌نژاد مطرح کرده‌اند موافقم. اما باید روش اجرایی آن روشن شده و مورد بررسی دقیق قرار گیرد. امروز برخلاف سال‌های قبل از 84، کسی مخالف جدی هدفمند کردن یارانه‌ها نیست. بلکه آن گروهی که با علامت سوال با این طرح برخورد می‌کنند با روش اجرایی آن مخالفند. به عقیده من باید بدون قضاوت منتظر ماند تا رئیس‌جمهور به طور دقیق روش اجرایی طرح هدفمند کردن یارانه‌ها را مطرح کنند تا ببینیم پولی که از حذف یارانه‌ها عاید می‌شود به‌طور دقیق به چه شکلی هزینه می‌شود. بسیار مهم خواهد بود که این پول صرف هزینه‌های جاری نشده که تورم شدیدی ایجاد خواهد کرد. عده‌ای که با طرح بحث هدفمند کردن یارانه‌ها در این مقطع مخالفند اعتقاد دارند که جناب آقای احمدی‌نژاد، برای بهره‌برداری انتخاباتی این بحث را مطرح کرده است. این عده عمدتا هم از جبهه اصولگرایان هستند.

 

حتی اگر کار انتخاباتی باشد اشکال ندارد

فرض کنیم حرف عده‌ای که معتقدند هدف جناب آقای رئیس‌جمهور از طرح هدفمند کردن یارانه‌ها، کسب  رای برای دور دوم ریاست جمهوری‌شان است، درست باشد. این  نکته فی‌نفسه اشکالی ندارد. هر رئیس‌جمهوری می‌تواند قولی به مردم داده و انجامش دهد. اگر این کار به نفع مردم بود و رئیس‌جمهور هم سود انتخاباتی‌اش را برد نباید مخالف آن بود. چه اشکالی دارد به کاری که به نفع مردم است کمک کنیم تا به ثمر بنشیند. آقای احمدی‌نژاد گفته است که یارانه‌های هدفمند را از نیمه دوم سال جاری پرداخت می‌کند. بنده معتقدم به جهت الزاماتی که باید برای اجرای این طرح فراهم آورد این امکان وجود ندارد. فکر می‌کنم در ماه‌های فروردین، اردیبهشت و خرداد یارانه‌های مستقیم به حساب مردم ریخته خواهد شد. به نظرم نفری 200 تا 300 هزار تومان هم پرداخت خواهند کرد. یعنی یک خانواده پنج نفره 5/1  تا 2 میلیون تومان برای این سه ماه دریافت خواهد کرد. با این اتفاق قاعدتا باید اقلامی که یارانه دریافت می‌کرده‌اند گران شده و به قیمت واقعی عرضه شوند.

بدترین سناریو این  است که گران شدن این اقلام به بعد از انتخابات سال آینده موکول شود. به عبارت دیگر قبل از انتخابات پول را به مردم بدهند اما انرژی را بعد از انتخابات گران کنند. معتقدم حتی در این سناریو هم چنانچه روش اجرا درست باشد اشکالی مترتب نیست.

 

طرح را خوب اجرا کند می‌تواند امیدوار به ماندن باشد

روش اجرایی طرح هدفمند کردن یارانه‌ها بسیار مهم است. این  طرح اثرات تورمی خیلی زیادی دارد. قطعا صنعت را دچار مشکل می‌کند. منجر به افزایش واردات می‌شود. اما با توجه به ناعدالتی‌ای که امروز در بحث یارانه‌ها شاهد آن هستیم و مشکلاتی که برای اقتصاد کشور به  وجود آورده است،‌ اجرای طرح هدفمند کردن  یارانه‌ها مانند یک جراحی است که حتی اگر درد داشته باشد اما باید انجام شود. باز هم تاکید می‌کنم که روش اجرایی این طرح بسیار مهم است. باید یارانه‌های مستقیم به طبقه آسیب‌پذیر به مقداری باشد که قشر ضعیف جامعه آسیب نبیند. یعنی همه نقاطی که ممکن است طبقات آسیب‌پذیر را دچار مشکل کند پوشش داده شوند. اجرای طرح باید به‌گونه‌ای باشد که درآمد دهک ضعیف نسبت به حجم تورم ایجاد شده بوسیله این طرح بیشتر باشد. این کار فاز مطالعاتی بسیار گسترده‌ای می‌خواهد. اگر این طرح به خوبی اجرایی شود به نفع خانواده‌های محروم است و اگر آقای احمدی‌نژاد بتواند این طرح را خوب اجرا کند می‌تواند امیدوار باشد که دوره ریاست‌جمهوری‌اش چند سال دیگر ادامه داشته باشد.