آب و هوا هم فصولش گم کرده است!
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۸  

 

آب و هوا هم فصولش گم کرده است!

n00015437-r-b-004.jpg

در چند روز اخیر شاهد حرکات و فعالیتهای نابجایی از آب و هوا هستیم، که معلوم نیست چه اش شده است؟

اگر می باری که باران نرم ببار!

اگر نمی باری که آرام بگیر!

 این برف و باران باریدنت چیست؟

تگرگ، قلوه سنگ یخی فرستادنت دگر چیست؟

عزیزم بهار است، زمستان چندی است رخت بر بسته است!

شاید تقویم ها دگرگون شده است!

یا که اشکال در چرخش است!

زمین انحرافی یافته یا که خورشید دور و نزدیک شده است!

کشاورز در آغوش گیری و باغبان خنجر  زنی!

باغبان نور  تابانی و کشاورز  آتش زنی!

دگر بار هر دو را قهر می کنی!

ادامه اش بیچارگان را غرق می کنی!

می شود، رسم آب و هوایی ندانی!

اگر اشتباه در دعاییم، تو خوب اش بکن!

اگر گیج انواع خواهش شدی، پیچش بکن!

ملایم شو و عادت به خوبی بکن!

به جرم یکی، دیگران را مسوزان!

به عصیان جمعی، خلایق نه سیلان!

یکی گفت بباران، ببینش صلاست (بخوانید صلاح اش است)!

یکی گفت بس است، ته جوی بین رسید!

عارفی گفت شده گرم، سر درختی چه شد!

زردآلو و گیلاس و آلبالو چه شد!

هلو، چاقاله بادام که پارسال نوبرانه نشد!

تحمل به فقدان امسالش نشد!

تو فرمانبری از حکیمش بکن!

همه حوائج هدایت به منیعش بکن!

اگر با تو شوخی کرده ام مرا نیز ببخش.

یقیناً همه کرد و نکردت از اوست.

اگر این گونه گفتم تسلی خود است.

به دل نگیر و کارت بکن!

ما به رفتار تو خو کرده، خود وفق می دهیم!


کلمات کلیدی: طنز ،شعر ،شوخی ،آب و هوا